پایگاه فرهنگی ،مذهبی شیعه خانه امام زمان (عج)

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روز اول محرم» ثبت شده است

معامله با ارزش

حجت الاسلام والمسلمین #ماندگاری


✍️خدا می گوید: تو تغییر بکن، من پرونده ی سی سال تو را تبدیل می کنم. 


🔸#حر در شب عاشورا عوض شد. حر روز #تاسوعا یزیدی بود و حر روز #عاشورا حسینی بود. خدا تمام سابقه اش را عوض کرد. حر وقتی به روی زمین افتاد پیشانی بند قشنگی بسته بود و #امام_حسین (ع) سر او را به زانو گرفت و گفت: آرزویی داری؟ و او گفت: خونها را از چشمهایم پاک کن تا #رضایت را چشمهای تو ببینم. نگفت: چرا این بلا سر من آمد. اگر تو راضی باشی خدا هم راضی است. امام فرمودند: عجب اسم قشنگی مادر برای توانتخاب کرده است. تو آزاد شدی.


✅ کانال نجات از گناه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرشید واحدی

با کاروان حسین(ع) - روز اول

منزل قصر بنی مقاتل

روز اول محرم الحرام سال 61 هجری قمری


امام حسین (ع) در این منزل خیمه ی عبیدالله بن حر جعفی را دیدند. حجاج بن مسروق و زید بن معقل هم همراه امام بودند. امام، حجاج بن مسروق را فرستاد و از عبیدالله بن حر جعفی خواست که به او بپیوندد، اما او عذر آورد و تنها گفت: حاضرم اسبم را بدهم. امام هم فرمود که نیازی به اسب تو نداریم و وی اینگونه از فیض شهادت محروم شد.


و گفته اند: امام ، خود به داخل خیمه ی او رفته و طلب یاری و کمک کردند که عبیدالله گفت: بخدا سوگند می دانم که هر کسی از تو پیروی کند سعادتمند خواهد بود، ولی نصرت من تو را از قتال با دشمن بازنمی دارد و در کوفه یاوری ندارید و نفس من راضی به مرگم نیست! ولی اسبم را که ملحفه نام دارد و از بهترین اسبهاست، به تو می دهم. امام در پاسخ فرمودند: "حال که خود ما را یاری نمی کنی، ما نیازی به اسب تو نداریم، ولی تو را نصیحتی می کنم: اگر می توانی به جایی برو که فریاد ما را نشنوی و مقاتله ی ما را نظاره گر نباشی. سوگند بخدا اگر کسی بانگ ما را بشنود و ما را یاری نکند، خدا او را با صورت در آتش می افکند" [1] .


اواخر شب امام دستور دادند از قصر بنی مقاتل آب برداشته و کوچ کنند. پس از ساعتی که حرکت کردند، امام در حال سواره بخواب رفتند و بعد از بیدار شدن فرمودند: "انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین". و دو سه مرتبه این جملات را تکرار نمودند.


علی اکبر (ع) روی به پدر نمود و فرمود: "ای پدر! جانم به فدای تو. خدا را حمد کردی و آیه ی استرجاع خواندی، علت چیست؟" امام حسین علیه السلام فرمودند: "پسرم! در خواب دیدم که شخصی سوار بر اسب بود و می گفت این قوم سیر می کنند و اجل هم بسوی آنان در حرکت است. دانستم که خبر مرگ ماست که به ما داده شده است". علی اکبر (ع) فرمود: "ای پدر! خداوند بدی را از تو دور گرداند؛ آیا ما بر حق نیستیم؟"


امام فرمودند: "ما بر حقیم". 

علی اکبر (ع) فرمود: پس ما را باکی از مرگ نیست که بمیریم و بر حق باشیم" [2].

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرشید واحدی