پایگاه فرهنگی ،مذهبی شیعه خانه امام زمان (عج)

۳۷ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

با چه ترجمه ای قرآن را بخوانیم؟

می گویند اولین ترجمه قرآن به زبان فارسی را سلمان برای هموطنانش انجام داده و سوره حمد را که خواندنش در نماز واجب است به فارسی برگرداند و «بسم الله الرحمن الرحیم» را ترجمه کرد «به نام خداوند بخشاینده». همین ترجمه که ظاهرا در زمان خود پیامبر انجام شد و هم ترجمه سوره مریم برای نجاشی، پادشاه حبشه توسط مسلمانان مهاجر به حبشه، بعدها و در قرن چهارم هم پادشاهان سامانی از علمای ماوراءالنهر مجوزی خواستند تا تمام قرآن به فارسی ترجمه شود. از زمان ترجمه تفسیر طبری که ضمنش یک دوره قرآن به طور کامل به فارسی ترجمه شده بود، تا به حال ترجمه های زیاد و متنوعی از قرآن انجام شده.


این ترجمه ها انواع مختلفی دارد، از ترجمه لغت به لغت و جمله به جمله، تا ترجمه های تفسیری. هر کدام هم برای ترجمه خودشان دلایل و نظرات قرص و محکمی دارند. آنها که ترجمه لغت به لغت کرده اند، می گویند مترجم حق دست بردن در کلام وحی را ندارد. 


از آن طرف، صاحبان ترجمه های تفسیری می گویند مترجم باید به شکلی ترجمه کند که خواننده را به محتوای اصلی آیه راهنمایی بکند، نه اینکه دوباره نیاز به یک ترجمه و توضیح جدید برای ترجمه قرآن پیدا بشود. طبیعتا این بحث های جدی به موضوع سبک زندگی ما ربطی ندارد. موضوع را فقط برای این طرح کردیم که بگوییم انواع ترجمه ها کدام هستند.




از نوع ترجمه های ساده و لغت به لغت، ترجمه های استاد آیتی، استاد خرمشاهی، استاد فولادوند و مرحوم مصباح زاده معروف تر هستند. از سری ترجمه های تفسیری، ترجمه های آیت الله مکارم شیرازی، شیخ حسین انصاریان و مرحوم الهی قمشه ای (ترجمه ای که ما با آن بزرگ شده ایم و به آن علاقه داریم) که مشخصه شان داشتن پرانتزهای متعدد در متن ترجمه است، معروف تر هستند.


چندتایی ترجمه منظوم و به شعر از قرآن شده که ترجمه امید مجد از بقیه معروف تر است. ما 9 ترجمه از یک سوره (سوره فلق) را که همه متن و موضوعش را می دانیم، برایتان ردیف کرده ایم. ترجمه هایی که اول آمده اند، تاکیدشان بر ادبی بودن متن ترجمه است (که خود متن قرآن هم همینگونه است) ترجمه هایی که به سمت پایین هستند، تاکیدشان بر روانی و قابل فهم بودن ترجمه است. حالا دیگر میل خودتان است تکه کدام را انتخاب کنید.


اگر با زبان قرآن مانوس هستید و فکر می کنید خودتان منظورها را می گیرید و فقط به یک راهنما برای فهمیدن لغات سخت احتیاج دارید، طبیعتا ترجمه های بالایی به دردتان می خورد. از آن طرف اگر دوست دارید حجم کمک مترجم به شما بیشتر باشد، باید بروید سراغ پایینی ها. 


اگر هم هنوز تصمیمتان را نگرفته اید یا فکر می کنید خوب است ترجمه ای که می خوانید، یک چیزی بینابین این دودسته باشد، وسطی ها را انتخاب کنید.انتخاب ترجمه ای که این سال ها منتشر شده و متن ترجمه را از تفسیر «المیزان» مرحوم علامه طباطبایی بیرون کشیده اند، می تواند یک گزینه فوق العاده باشد. اتفاقا ناشر این قرآن هم دفتر نشر معارف است (که وابسته به نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه هاست) و همین یعنی که از اول مخصوص جوان ها طراحی شده.


ترجمه منظوم امید مجد


سرآغاز گفتار نام خداست / که رحمتگر و مهربان خلق راست (*) بگو: می برم سوی یزدان پناه / که بشکافد او آسمان صبحگاه (1) ز شر هر آن چیز کو آفرید (2) / ز شر شبانگه چو آید پدید (3) ز شر زنانی که افسونگرند / میان گره سحر خود می برند (4) ز شر هر آن کس که باشد حسود / چو بر دیگران حسرتش را نمود (5)


ترجمه استاد بهاءالدین خرمشاهی


به نام خداوند رحمتگر مهربان (*) بگو به پروردگار فلق پناه می برم (1) از شر هر آنچه آفریده است (2) و از شر شب چون درآید (3) و از شر زنان افسونگر دمنده در گره ها (4) و از شر رشک بری که رشک برد (5)


ترجمه استاد مهدی فولادوند


به نام خداوند بخشنده مهربان (*) بگو پناه می برم به پروردگار سپیده دم، (1) از شر آنچه آفریده، (2) و از شر تاریکی چون فراگیرد، (3) و از شر دمندگان افسون در گره ها، (4) و از شر [هر] حسود، آنگاه که حسد ورزد. (5)


ترجمه مرحوم عباس مصباح زاده


به نام خداوند بخشنده مهربان (*) بگو: پناه می برم به پروردگار شکاف صبح (1) از شر آنچه آفرید (2) و از شر تاریکی آنگاه که فرا گیرد (3) و از شر زنان دمنده در گره ها (4) و از شر حسود آنگاه که حسد ورزد. (5)


ترجمه استاد عبدالمحمد آیتی


به نام خداوند بخشنده مهربان (*) بگو: به پروردگار صبحگاه پناه می برم، (1) از شر آنچه بیافریده است، (2) و از شر شب چون درآید، (3) و از شر جادوگرانی که در گره ها افسون می دمند، (4) از شر حسود چون رشک می ورزد. (5)


ترجمه آیت الله مکارم شیرازی


به نام خداوند بخشنده بخشایشگر (*) بگو: پناه می برم به پروردگار سپیده صبح، (1) از شر تمام آنچه آفریده است، (2) و از شر هر موجود شرور هنگامی که شبانه وارد می شود، (3) و از شر آنها که با افسون در گره ها می دمند (و هر تصمیمی را سست می کنند)، (4) و از شر هر حسودی هنگامی که حسد می ورزد! (5)


ترجمه قرآن بر اساس المیزان


به نام خداوند گسترده مهر مهربان (*) بگو: پناه می برم به خداوندگارِ سپیده دم که تاریکی را می شکافد، (1) از شهرِ هر صاحب شری که آفریده است، (2) و از شر شب آنگاه که با تاریکی اش درآید، (3) و از شرِ زنان جادوگر که هنگام افسون کردن مردمان، در گره های جادو سخت می دمند، (4) و از شر هر حسود آنگاه که حسد ورزد. (5)


ترجمه مرحوم محی الدین الهی قمشه ای


به نام خداوند بخشنده مهربان (*) بگو: من پناه می جویم به خدای فروزنده صبح روشن. (1) از شر مخلوقات (شریر و مردم بداندیش) (2) و از شر شب تار هنگامی که (از پی آزار) درآید (و حشرات موذی و جنایتکاران و فتنه انگیزان را به کمک ظلمتش به ظلم و جور و ستم برانگیزد). (3) و از شر زنان افسونگر که (به جادو) در گره ها بدمند. (4) و از شر حسود بدخواه چون شراره آتش رشک و حسد برافروزد. (5)


ترجمه شیخ حسین انصاریان


به نام خداوندن بخشنده مهربان (*) بگو: به پروردگار سپیده دم پناه می برم، (1) از زبان مخلوقاتی که [با انحرافشان از قوانین الهی به انسان] ضرر می رسانند، (2) و از زیان شب هنگامی که با تاریکی اش درآید [که در آن تاریکی انواع حیوانات موذی و انسان های فاسق و فاجر برای ضربه زدن به انسان در کمین اند] (3) و از زیان زنان دمنده [که افسون و جادو« در گره ها [می دمند و با این کار شیطانی در زندگی فرد، خانواده و جامعه خسارت به بار می آورند] (4) و از زیان حسود، زمانی که حسد می ورزد. (5)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرشید واحدی

نکاتی حیرت انگیز در مورد بسم اللّه

خدای متعال برای اینکه به انسانها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده است و رسول خدا (ص) نیز در حدیثی فرمود "هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است".


کتاب مقدس قرآن مجموعه اى از سخن الهى است که در مدت 23 سال به وسیله امین وحى جبرائیل بر قلب نازنین پیشواى گرامى اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) نازل گردید که در طول حیات مبارک پیامبر(ص) و زندگی ائمه اطهار(ع) تفسیر برخی از آیات قرآن از زبان مبارک این بزرگواران بیان شد، اما بسیاری از آیات قرآن توسط مفسران و علمای اسلام بر اساس روایات اسلامی تفسیر شد که نتیجه این تلاشها تاکنون نگارش صدها کتاب تفسیری بوده است.

 تفسیر آیه « بسم الله الرحمن الرحیم» 


 

جمله بسم الله الرحمن الرحیم 114 بار بر پیامبر اکرم(ص)نازل شده است؛ در 113 سوره به عنوان سرفصل آمده و از آنجا که اول سورهٔ برائت بسم الله نازل نشده و در سورهٔ نمل علاوه بر ابتدای سوره، در آیه« إنّه من سلیمان و إنّه بسم الله الرحمن الرحیم» نیز این جمله مبارکه آمده است مجموعا 114 آیه می شود.

 

«بسم الله الرحمن الرحیم» جزء‌ سوره حمد و دیگر سوره های قرآن به شمار می رود -الا سوره توبه- و اگر کسی سوره حمد را در نماز یا غیرنماز، واجب شد که بخواند، اگر این آیهٔ‌ بسم الله را نخواند سوره را ناقص خوانده، چرا که این آیه جزء سورهٔ فاتحة‌ الکتاب است.

 

بنابر روایتی، احتمالاً برای اولین بار، سلمان فارسی به درخواست ایرانیان ترجمه سوره حمد و «بسم الله الرحمن الرحیم » را انجام داد که در آن ترجمه «بسم الله ...» «به نام یزدان بخشاونده» آمده و در ترجمه تفسیر طبری که مترجم آن ناشناس است، به صورت «به نام خدای مهربان بخشاینده » ذکر شده و تا زمان حاضر با اندک تفاوتی به صورت «به نام خداوند بخشنده مهربان» باقی مانده است.

 

عبارت «بسم اللّه الرحمن الرحیم » نخستین عبارت قرآن است که در اول سوره علق (اقرا) بر پیامبر(ص) نازل شد و در احادیث شیعی این عبارت سرآغاز قرآن معرفی شده است. از روایتی که کلینی از امام صادق (ع) نقل می کند، آغاز همه کتب آسمانی «بسم الله الرحمن الرحیم » بوده است. این عبارت در ابتدای تمام سوره های قرآن، جز سوره برائت (توبه) آمده است. همچنین سوگند دادن خدا به «بسم الله الرحمن الرحیم »، در برخی ادعیه، حاکی از ارزش این آیه است.


ارتباط محتوای«بسم الله» با مضمون هر سوره

 

بر اساس نظر اکثر مفسران هر باری که «بسم الله الرحمن الرحیم» نازل می شد معنای جدید و مصداق تازه‌ای را در برداشت به این معنی که محتوای بسم الله آن سوره با مضمون آن سوره در ارتباط است. چون مضمون سور فرق می ‌کند، ‌مضمون این بسم الله ها هم فرق خواهد کرد و پایان هر سوره با نازل شدن بسم الله مشخص می ‌شد.

 

ادب الهی در شروع کار/ نافرجام بودن هر کاری که با نام خدا آغاز نشود


خدای متعال برای اینکه به انسانها بیاموزد که کار را به نام خدا آغاز کنند هم سوره های قرآن و هم ابتدای قرآن را با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز کرده و علمای فریقین(شیعه و سنی) از رسول خدا (ص) نقل کرده اند « کل امر ذی بال لم یبدأ فیه ببسم الله فهو ابتر» یعنی «هر کاری که به نام خدا شروع نشود ابتر است». بنابراین اگر انسان کاری را به نام خدا شروع نکند، هرگز به مقصد نمی ‌رسد.

 

عبادتی که با نام خدا شروع نشود هم ابتر است

 

خدای سبحان با آغاز سوره فاتحة الکتاب به بسم الله به ما آموخت که این حمد و عبادت خدا را نیز به نام خدا آغاز کنید تا به مقصد برسید. معلوم می ‌شود اگر عبادت هم به نام خدا نباشد ابتر است چون حسن فعلی دارد ولی ارتباط را انسان حفظ نکرده است. هر چه به نام خدا نباشد، او هالک است زیرا چیزی که به نام خدا نباشد لا شیء‌ است به صورت شیء. بقاء فقط از آن خداست و کاری که برای وجه الله نباشد پایدار نیست.

 

امام صادق(ع) در روایتی از بسم الله به عنوان کلید درهای طاعت یاد کرده و می فرماید: درهاى گناهان را با استعاذه (پناه بردن به خدا) ببندید و درهاى طاعت را با بسم اللّه‏ گفتن بگشایید. همچنین امام صادق (ع) در حدیثی فرمودند: هرگاه یکى از شما وضو بگیرد و بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم نگوید، شیطان در آن شریک است و اگر غذا بخورد و آب بنوشد یا لباس بپوشد و هر کارى که باید نام خدا را بر آن جارى سازد، انجام دهد و چنین نکند، شیطان در آن شریک است. 

 

نزدیکی«بسم الله» به اسم اعظم/ اسم اعظم از سنخ لفظ و مفهوم نیست


بر اساس روایات اسلامی"اسم اعظم" به بسم الله به قدری نزدیک است که سیاهی و سفیدی چشم به هم نزدیک هستند. اسم اعظم از سنخ لفظ و مفهوم و یا صورتی ذهنی نیست؛ که اگر کسی این کلمات را یاد گرفت بتواند مرده‌ای را زنده کند و مانند آن. اسم اعظم مقام است جزء‌ درجات اولیای الهی است که اگر روح به آن درجه ولایت رسید،‌ این کلمات را بر زبان جاری کند آن اثر را خواهد داشت. لذا اولیای الهی با «بسم الله الرحمن الرحیم» کار می ‌کردند.

 

همان طوری که خدای سبحان هر چه را که بخواهد با «کن» انجام می ‌دهد، بندهٴ آن مولی هم به اذن آن مولی، هر چه را بخواهد با بسم الله انجام می ‌دهد. نمونه‌اش را قرآن در جریان نوح بیان کرده است که «بسم الله مجریها و مرسیها» جریان نوح را که قرآن کریم طرح می ‌کند می ‌فرماید او که مسلط بر این طوفان سهمگین بود، کشتی را با نام خدا حرکت می ‌داد و با نام خدا آرام می ‌کرد و یا سیر و سکون این کشتی با نام خدا بود.

 

آنکه عبد کامل است به اذن خدا از «بسم الله» کاری می گیرد که مولای او از «کن» کاری را می‌گرفت. چون این عبد به جایی رسیده است چیزی نمی ‌خواهد مگر این که خدا بخواهد. لذا گفتند «بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم آنقدر نزدیک است که سیاهی چشم به سفیدی چشم نزدیک است»


آیت الله جوادی آملی در این باره می گوید: اسم اعظم مفهوم نیست که با علم حصولی و وجود ذهنی اثر کند. اسم اعظم حرف نیست که با حرف کسی مرده را زنده کند یا با حرف کسی بر دریا مسلّط بشود، کشتی را با حرف براند. این چنین نیست. عالم نه با حرف اداره می ‌شود، نه با مفهوم ذهنی. عالم با آن مقام انسانی اداره می ‌شود.

 

اگر بسم الله همراه آن مقام بود، از جان یک موحدی «بسم الله» نشأت گرفت، یک موحد کامل گفت «بسم الله الرحمن الرحیم» این است که از اسم اعظم سهمی دارد و می ‌تواند بر عالم به اذن آفریدگار عالم اثر بگذارد و مسلط بشود. و گر نه اسم اعظم یک کلمه‌ای باشد انسان در بین کلمات جستجو کند آنها را بخواند و بدمد و مرده‌ای را زنده کند این افسانه است. یا اسم اعظم یک مفهومی باشد که هر کسی که این مفهوم را به خاطر سپرد، درخت پژمرده‌ را سرسبز کند، این قصه است.

 

عالم که با مفهوم و با لفظ نمی ‌گردد. عالم با حقیقت می ‌گردد. هر کسی به مقام ولایت رسید مانند انبیای الهی، آن مقام را پیدا می ‌کند و از آن کلمات آن اسم ها را استفاده می کند و الا چه خاصیت دهد نقش نگینی. آن انگشترها را اگر دیگران هم داشته باشند اگر انگشت، انگشت سلیمان نباشد، نقش نگین که اثری ندارد. و اگر جان، جان اولیای الهی نباشد بسم الله آن اثر را نمی ‌گذارد.


مبدأ اشتقاق و تحول در کلمهٴ «الله»/ تحیر شورافکن و ممدوح

 

«الله» از« ألِهَ » به معنی «عبادت» مشتق است؛ یا از «ألَهَ» و «وَلَهَ» به معنای تحیر و «إلٰهَ» بر وزن کتاب به معنای مکتوب است. خدا را آنچنانی که هست نمی ‌توان شناخت این تحیّر و وله یک تحیر ممدوح است بر خلاف تحیر مذموم. تحیر برای انسانی که راه را طی نکرده است مذموم است و عذاب می ‌آورد. اما تحیر برای کسی که به مقصد رسیده است نشاط و انس می ‌آورد. خدای سبحان، الله إله است یعنی «مألوه» و «معبود» یا «إلٰه» است یعنی «مألوه» و مورد تحیر و کم کم علم بالغلبه شد و چون ذات همهٔ کمالات را داراست از این جهت می‌گویند الله، نام ذات هستی است که مستجمع همهٔ کمالات است نه مفهوماً‌ اشتمال همهٔ کمالات در این مفهوم اخذ شده باشد.

 

تفسیر « الرحمن الرحیم»/ رحمت رحمانیه خداوند فراگیر و مطلق است

 

در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد ( نامى است مخصوص خدا ولى مفهوم رحمتش همگان را در بر مى گیرد ) ولى رحیم اسم عام است به صفت خاص ( نامى است که بر خدا و خلق هر دو گفته مى شود اما اشاره به رحمت ویژه مؤمنان دارد) .

 

خدای سبحان دو رحمت دارد یک "رحمت مطلقه" که آن رحمت مطلقه دیگر مقابل ندارد. یک "رحمت خاصه" است که مقابل آن "غضب" است. آن رحمت مطلقه که فراگیر است حتی جهنم را هم زیر پوشش دارد آن دیگر مقابل ندارد. غضبی که مقابل آن رحمت باشد، نیست. این که فرمود: «و رحمتی وسعت کلّ شی» هر که شیء است مشمول رحمت من است و اینکه در ادعیه هم گفته می ‌شود خدای سبحان «یا من سبقت رحمته غضبه» یا تو را سوگند می ‌دهیم «برحمتک التی وسعت کل شیء» این رحمت مطلقه است و رحمت مطلقه مقابل ندارد. چیزی که مقابل این رحمت باشد عدم است نه غضب.

 

پیامبر اکرم (ص) در این مورد می فرماید: خداوند بزرگ صد باب رحمت دارد که یکى از آن را به زمین نازل کرده است و در میان مخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عاطفه و محبتى که در میان مردم است از پرتو همان است، ولى 99 قسمت را براى خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن می سازد.

 

اساس کار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد که تا عوامل قاطعى براى آن پیدا نشود تحقق نخواهد یافت، چنانکه در دعا مى خوانیم «یا من سبقت رحمته غضبه : اى خدائى که رحمتت بر غضبت پیشى گرفته است» . انسانها نیز باید در برنامه زندگى چنین باشند ، اساس و پایه کار را بر رحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند و اینکه قرآن 114 سوره دارد ، 113 سوره با رحمت آغاز مى شود و تنها سوره توبه که با اعلان جنگ و خشونت آغاز مى شود و بدون بسم الله است، این خود گویای بسیاری از نکات اخلاقی و رفتاری برای ما انسانها و مسلمانان است.


«بسم الله» حوامیم سبعه ومسبحات ستّه برای رسیدن به هدف مشترک آن سور

 

آیت الله جوادی آملی در تفسیر آیه « بسم الله الرحمن الرحیم» سوره حمد به اشتراک مضمون برخی از سوره های قرآن اشاره کرده و می گوید: گاهی چند سوره یک مضمون مشترک و واحدی را دارند. مثل «حوامیم سبعه» و «مسبّحات سته» و مانند آن.

 

این حوامیم هفتگانه که اول همهٔ اینها "حم" است و با حم شروع می ‌شود یک معنای مشترکی را تعقیب می کنند، گرچه برای هر یکی از این هفت حم هدف خاص است لذا هفت سوره شد. ولی همهٔ این هفت سوره یک جامعی دارند که از آن جهت حوامیم سبعه با حرف مقطع حم شروع می ‌شود. بسم اللهی که مربوط به این هفت سوره است با هدف مشترک این هفت سوره مناسب است.رسول خدا (ص) هر شب قبل از خوابیدن این شش سورهٔ مسبحات را قرائت می کردند و این جزء سنن و دستورات ما هم هست که هر شب انسان این شش سوره را قرائت کند.


متعلَّق بسم الله

 

گفتن بسم الله در آغاز هر کار هم به معنى استعانت جستن به نام خدا است، و هم شروع کردن به نام او و این دو یعنى استعانت و شروع که مفسران بزرگ ما گاهى آن را از هم تفکیک کرده اند و هر کدام یکى از آن دو را در تقدیر گرفته اند به یک ریشه باز مى گردد. در واقع این دو لازم و ملزوم یکدیگرند یعنى هم با نام او شروع مى کنم و هم از ذات پاکش استمداد مى طلبم.

 

پس بسم اللهی که در اول قرآن است انسان به نام خدا شروع می ‌کند که به هدف این قرآن که نورانی شدن است، برسد. چون خدای سبحان قرآن را نور نامید بسم اللهی که در اول قرآن است برای این است که انسان به این هدف واحد قرآن که نورانی شدن است، برسد. بسم اللّهی که در هر سوره است برای رسیدن به هدف خاص آن سوره است و بسم اللهی که در مسبحات ستة است برای رسیدن به هدف مشترک آن شش سوره تسبیحی است. بسم اللّهی که در حوامیم سبعه است برای نیل به هدف مشترک آن هفت حامیم است و مانند آن.


در بعضی از تعبیرات بزرگان آمده است که همهٔ معارف قرآن کریم در سورهٔ حمد جمع شده است که آن فاتحة الکتاب است. ام الکتاب است و مانند آن؛ و همهٔ معارف سورهٔ فاتحهٴ الکتاب در بسم الله الرحمن الرحیم جمع شده است و همهٔ آن اسرار در" باء" بسم الله الرحمن الرحیم جمع شده است و امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: من نقطة باء بسم الله الرحمن الرحیم هستم.

 

قداست و برکت نام خدا

 

«بسم الله الرحمن الرحیم» آنچنان از قداست برخوردار است که انسانها موظفند این نام را تسبیح و تکریم کرده و آن را فراموش نکنند. نه این نام را در جای باطل به کار برند و نه در کار حق از این نام غفلت کنند و نه در کنار این نام، نام دیگری یا دیگران را ببرند. لذا خدای سبحان هم این اسم را مظهر برکت قرار داد، هم مظهر تسبیح، هم اوصاف تشبیهیه را در این اسم ظاهر کرد و هم برکات تنزیهیه را، هم فرمود «تبارک اسم ربک» هم فرمود «سبّح اسم ربک».

 

خداوند فرمود: «فسبّح باسم ربک العظیم»و «سبح اسم ربک الاعلی»(این نام را تنزیه بکن). این طور نباشد که در کنار این نام شریکی برای او قائل باشی و بگویی به نام خدا و به نام خلق قهرمان خدا. این تنزیه نام خدا نیست. این توهین نام است که در کنار این نام، نام دیگری یا دیگران باشد. و مبادا بگویی اول به نام خدا، دوم به نام فلان شخص. خدا نامش اولی است که ثانی برنمی ‌دارد. نه در کنار او نامی است، نه او اول است و دیگری یا دیگران ثانی. این نام را تنزیه بکن.

 

وقتی آیه«سبح اسم ربک الاعلی» نازل شد، رسول خدا (ص) فرمود: «اجعلوها فی سجودکم» آنرا در سجده قرار بدهید، که در سجده می ‌گوییم: سبحان ربی الاعلی و بحمده. وقتی آیه«سبح اسم ربک العظیم» نازل شد پیامبر(ص) فرمود: «اجعلوها فی رکوعکم» لذا در رکوع می ‌گوییم: سبحان ربی العظیم و بحمده. اینکه خدای سبحان فرمود نام مرا گرامی بدارید «تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام» برای اینکه این نام منشأ برکت است. این نام نشانه و علامت آن هستی محض است که همهٔ خیرات از ناحیه اوست.

 

شرط حلّیت ذبیحه ذکر اسم الله است نه بخصوصه

 

خداوند در قرآن می فرماید «و لا تأکلوا ممّا لم یُذْکَر اسمُ الله علیه و إنّه لفسقٌ» که این یک حکم شرعی است. دستور اسلام این است که وقتی می ‌خواهید ذبیحه را ذبح کنید، نام خدا را ببرید «فاذکروا اسم الله علیها». این جنبه اثباتی قضیه و اگر کسی عمداً نام خدا را نبرد، آن حیوان مردار می ‌شود؛ یعنی چیزی که حلال و طیب و طاهر بود می ‌شود مردار و حرام و آلوده.

 

یک شرط حلیت ذبیحه آن است که ذابح مسلمان باشد و یک شرط دیگر این است که حین ذبح بگوید «بسم الله الرحمن الرحیم». اگر یک مسلمانی در حین ذبح، عمداً بسم الله را نگفت یا گفت به نام نامی فلان فرد و غیره و ذبیحه را سر برید این گاو و گوسفند حلال و پاک با این کار حرام و آلوده می شود.

 

بسم الله نشانه دین اسلام

 

پیامبر(ص) و ائمه اطهار (ع) علاوه بر توصیه های عام نسبت به ذکر بسمله، در مواردی خاص، مانند اوقات خوردن غذا، نوشتن نامه ، رفتن به بستر برای خواب و برخاستن از بستر تأکید بیشتری بر بیان بسم الله داشتند. با این اوصاف ، ذکر بسمله برای مسلمانان به صورت شعار و نشانه دین اسلام درآمده است و بلند گفتن آن از نشانه های ایمان شمرده می شود، چنانکه پیامبر اکرم(ص) هنگام تلاوت قرآن، بسمله را به صدای بلند می گفت و مشرکان از او روی بر می گرداندند که آیة 46 سوره اسراء به همین نکته اشاره دارد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرشید واحدی

شاید این جمعه بیاید شاید

گر پرده ز رخ باز نماید مهدی(عج)

از خلق جهان دل برباید مهدی(عج)

ای شیعه چنان منتظر مولــی باش

گویی که همین جمعه بیاید مهدی(عج) . . .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرشید واحدی

ایستگاه اندیشه....

شاگردی از استاد خود پرسید: 

خواهش می‌کنم به من بگو از کجا باید یک انسان خوب را تشخیص دهم؟

 جواب داد: 

تو نمی‌توانی از روی سخنان یک فرد، تشخیص دهی که او یک انسان خوب است؛

حتی از ظاهر هیچ فردی نیز نمی‌توانی به این شناخت برسی،

اما می‌توانی از فضایی که با حضور آن فرد، به وجود می‌آید، او را بشناسی؛

زیرا هیچ کس قادر نیست فضایی در اطراف خود ایجاد کند که با روحش سازگاری نداشته باشد:

این یعنی بازتاب شعور درونی وتشعشعات ما به هستی!!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرشید واحدی

روز ششم - گفت وگوی حبیب بن مظاهر با قبیله بنی اسد



اى ابا عبد الله الحسین

من به درگاه خدا تقرب مى ‏جویم 

و به درگاه رسولش و به حضرت امیر المؤمنین و حضرت فاطمه و حضرت حسن 

و به حضرت تو قرب مى ‏طلبم 

بواسطه محبت و دوستى تو


ششم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد که: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز کرده‏ام. توجه داشته باش که هر روز و هر شب گزارش کار تو را برای من می‏فرستند.


2. در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیه‏السلام عرض کرد: یابن رسول اللّه‏! در این نزدیکی طائفه‏ای از بنی اسد سکونت دارند که اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.


امام علیه‏السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت می‏کنم، او یارانی دارد که هر یک از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشکری انبوه محاصره کرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت می‏نمایم... .


در این هنگام مردی از بنی‏اسد که او را "عبداللّه‏ بن بشیر" می‏نامیدند برخاست و گفت: من اولین کسی هستم که این دعوت را اجابت می‏کنم و سپس رجزی حماسی خواند: 

قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواکلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا 

اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ کَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ

"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی که آماده پیکار شوند و هنگامی که سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ که من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ام."


سپس مردان قبیله که تعدادشان به 90 نفر می‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه‏السلام حرکت کردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه کرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یکدیگر درگیر شدند، در حالی که فاصله چندانی با امام حسین علیه‏السلام نداشتند. هنگامی که یاران بنی‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریکی شب پراکنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود کوچ کردند که مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد. 

حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه‏السلام آمد و جریان را بازگو کرد. امام علیه‏السلام فرمودند: "لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏ِ"

(بحارالانوار، ج44، ص386.)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرشید واحدی

روز پنجم - ورود شبث‌ بن‌ ربعی‌ با چهار هزار نفر سپاه‌ به‌ کربلا



یا ابا عبد اللّه الحسین 

مصیبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام و آسمان بزرگ و سهمگین است

خدا لعنت کند امّتى را که بناى ستم و بیداد را بنیان‏ نهادند.


پنجم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد، شخصی بنام "شبث بن ربعی" را به همراه یک هزار نفر به طرف کربلا گسیل داد.

( عوالم العلوم، ج17، ص237.)


2. عبیداللّه‏ بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام "زجر بن قیس" بر سر راه کربلا بایستد و هر کسی را که قصد یاری امام حسین علیه‏السلام داشته و بخواهد به سپاه امام علیه‏السلام ملحق شود، به قتل برساند. همراهان این مرد 500 نفر بودند.

( مقتل الحسین(مقرّم)، ص199.)


3. در این روز با توجه به تمام محدودیتهایی که برای نپیوستن کسی به سپاه امام حسین علیه‏السلام صورت گرفت، مردی به نام "عامر بن ابی سلامه" خود را به امام علیه‏السلام رساند و سرانجام در کربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.


شبث بن ربعی : او پیامبر را درک کرد، ولی مرتد شده و خود را به عنوان مؤذّن فردی بنام "سجاح" که ادعای نبوّت کرده بود قرار داد و سپس به اسلام بازگشت و سرانجام در صفّین بر علیه امام علی علیه‏السلام جنگید و در کربلا نیز از لشکریان یزید بود.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرشید واحدی

روز چهارم - سخنرانی عبیدالله بن زیاد در مسجد کوفه



سلام بر تو اى حسین

و بر ارواح پاکی که به درگاهت فرود آمدند

سلام خدا براى همیشه،

تا هستیم 

و تا شب و روز باقى است

چهارم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

در روز چهارم محرم، عبیداللّه‏ بن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه‏السلام تشویق و ترغیب نمود و فتوای شریح قاضی را مبنی بر مباح بودن خون امام حسین علیه السلام خواند و دستور داد تا همه راه های ورودی و خروجی کوفه را ببندند.

( الوقایع و الحوادث، ج 2، ص 123)


به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه که عبارت بودند از: 

1. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر

2. یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر

3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر

4. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر

به سپاه عمر بن سعد پیوستند. بهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرشید واحدی

روز سوم- ورود عمر بن‌ سعد و سپاهیانش‌ به‌ کربلا

سلام بر تو اى حسین

اى فرزند رسول خد

اى فرزند امیر مؤمنان و فاطمه سرور بانوان 

سلام خدا براى همیشه،

تا هستیم 

و تا شب و روز باقى است



 سوم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

1. "عمر بن سعد" یک روز پس از ورود امام علیه السلام به سرزمین کربلا یعنی روز سوّم محرم با چهار هزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد.

( ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص84.)


2. امام حسین علیه السلام قسمتی از زمین کربلا که قبر مطهرش در آن واقع می شد را از اهالی نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت راهنمایی نموده و زوّار او را تا سه روز میهمان کنند.

( مستدرک الوسایل، ج14، ص61؛ مجمع البحرین، ج5، ص461. )


3. در این روز "عمر بن سعد" مردی بنام "کثیر بن عبداللّه " ـ که مرد گستاخی بود ـ را نزد امام علیه السلام فرستاد تا پیغام او را به حضرت برساند. کثیر بن عبداللّه به عمر بن سعد گفت: اگر بخواهید در همین ملاقات حسین را به قتل برسانم؛ ولی عمر نپذیرفت و گفت: فعلاً چنین قصدی نداریم.

(تاریخ طبری، ج5، ص410)


هنگامی که وی نزدیک خیام رسید، "ابو ثمامه صیداوی" (همان مردی که ظهر عاشورا نماز را به یاد آورد و حضرت او را دعا کرد) نزد امام حسین علیه السلام بود. همین که او را دید رو به امام عرض کرد: این شخص که می آید، بدترین مردم روی زمین است. پس سراسیمه جلو آمد و گفت: شمشیرت را بگذار و نزد امام حسین علیه السلام برو. گفت: هرگز چنین نمی کنم.


ابوثمامه گفت: پس دست من روی شمشیرت باشد تا پیامت را ابلاغ کنی. گفت: هرگز! ابوثمامه گفت: پیغامت را به من بسپار تا برای امام ببرم، تو مرد زشت کاری هستی و من نمی گذارم بر امام وارد شوی. او قبول نکرد، برگشت و ماجرا را برای ابن سعد بازگو کرد. سرانجام عمر بن سعد با فرستادن پیکی دیگر از امام پرسید: برای چه به اینجا آمده ای؟ حضرت در جواب فرمود: 

"مردم کوفه مرا دعوت کرده اند و پیمان بسته اند، بسوی کوفه می روم و اگر خوش ندارید بازمی گردم... ."

( تاریخ طبری، ج5، ص410.) 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرشید واحدی

ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺧﻮﺏ ﺷﻨﺎﺧﺖ !


ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﺯ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻨﻈﻖ ﺷﺎﻥ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﺩﺏ ﺷﺎﻥ....ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺷﻌﻮﺭ ﺷﺎﻥ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺷﺎﻥ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺷﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .

ﮔﺎﻫﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩ ، ﻣﺎﺩﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺮ ﻭﻓﻖ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ، ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ

ﻣﻮﺩﺏ ﻭ ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﺷﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﮕﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !!! ﻭﻟﯽ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺑﻪ

ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﻭ ﯾﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻧﺎ ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ﺭﻧﺠﯿﺪﻩ ﺷﻮﻧﺪ . ﺣﺎﻻ ﺗﺎﺯﻩ ﺁﻥ ﺭﻭﯼ ﻧﺎﻣﺒﺎﺭﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺎﻧﻨﺪ ... ! ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﺍﺩﺏ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻣﺮﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ

ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻣﺤبت!

ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻭ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﺍﺩﺏ ﻭ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﻭ ﻧﺠﺎﺑﺖ ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﯿﺎﺯﻣﺎﯾﯿﺪ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرشید واحدی

زندگی..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نیلوفر حسین آبادی